دلت از من گرفته مي‌دانم ولي... - صداى پاى مهدى می‌آید

+ دلت از من گرفته مي‌دانم ولي...

جمعه 21 مهر 1385 ساعت 8:0 صبح

دلم براي خدا تنگ شده است. نداي دروني را مي‌شنوم که مي‌گويد، بنشين. کمي با او از زبان دل سخن گو. شايد دلتنگي به پايان رسد و يا حداقل مرهمي باشد تا سياهي‌هاي اين دلتنگي کمي زدوده شود ولي هر چه هست براي او دلتنگ دلتنگم. نمي‌دانم چرا امشب اينقدر هوس کرده‌ام با خدايم تنها سخن گويم. دلم مي‌خواهد امشب قربان صدقه خدا بروم. به خدا بگويم واقعاً از ته دل دوستت دارم.


حلقه اشک را مهمان چشمانم کنم و لب خود را بگزم و به او نگاه  کنم و بعد از مدتي که کمي از رؤيتش سيراب شدم، زبان دلم را به کار بيندازم و از او بپرسم، عزيز! از دستم ناراحتي؟ دلت از من گرفته است مي‌دانم و آهي از ته دلم بکشم و به احترام عزيز، آن را آهسته بيرون دهم و آه به احترام، بريده بريده و آهسته بيرون بيايد و باز به نظاره بنشينم. چيزي نمي‌بينم، هيچ چيز. ولي تمام وجودم از دلم گرفته تا سلولهاي چشمم احساس مي‌کنند در مقابلش نشسته‌ام و به همين  خاطر همه نظاره‌گر اويند.


دلم از روي عشق زار زار مي‌نالد. گريه دلم گريه ايست بسيار شيرين. اي کاش هرشب دلم بدين حال گريان باشد. گريه دل را ديده‌اي؟ مسلماً ديده‌اي امشب از اول شب دلم چنين گريان است. شايد عزيز از گريه‌هاي دلم و شايد از چشمانم و نمي‌دانم شايد از کلامم دريابد چه سخنهايي با او دارم ولي هر چه هست اين را مي‌دانم که ديگر بيشترازاين توان گفتن ندارم .


اي عزيز خود درياب سختيهايم را و خود به هر زبان که دوست داري جوابم بده که دوست دارم هرچه را تو خواهي.



اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّکَ الْفَرَج


نوشته شده توسط : منتظر قائم

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[4/6/1387- 4:11 ع] امشب خودي نشان بده تا...
[1/6/1387- 7:0 ص] يعني امروز آقا مياد؟
[27/5/1387- 8:0 ص] تولدت مبارک
[26/5/1387- 1:44 ع] شعبان ماه انتظار منتظر
[21/5/1387- 10:0 ص] مزد عاشقي
[18/5/1387- 7:0 ص] تو خواهي آمد
[14/5/1387- 1:0 ع] فطرس
[6/5/1387- 10:15 ص] پس کي؟ کدامين جمعه نقاب انتظار را بر ميداري؟
[23/4/1387- 12:31 ع] سفري از دل تا دلدار
[25/3/1387- 10:20 ص] آقاي من، ما را ببخش که بدجوري اهل کوفه شدهايم.
[17/3/1387- 7:2 ع] صلي الله عليک ايتها الصديقه الشهيده
[15/2/1387- 1:5 ع] سامان غزل‏هايم بيا
[7/2/1387- 3:27 ع] جاده انتظار
[30/1/1387- 6:47 ع] عصر جمعهتان به خير آقا
[9/1/1387- 9:0 ع] باز هم جمعه اي ديگر
[آرشيو شده ها]