و طلوع مي کند آن آفتاب پنهاني - صداى پاى مهدى می‌آید

+ و طلوع مي کند آن آفتاب پنهاني

جمعه 7 ارديبهشت 1386 ساعت 8:0 صبح

بي راهه مي روم آيا ؟


دلتنگم ؟ يادم مي ماند ثانيه هاي انتظار را ؟


فقط در قنوت هايم بياد ايشانم ؟


دعايشان مي کنم آيا ؟


صدايش کرده ام اين چند روز ؟


يا سلامش کرده ام ؟ اصلا منتظر جواب سلامشان مانده ام يا اينکه ...


ياابن الحسن دلتنگيم قدم برداشتن در خيابان برايمان ديگر سنگين شده نگاهها را تحمل نيست.


خدايا آيا بازهم انتظار بي منتظر.


غم ما درد نيست اما غم امامان چطور ؟ ديگر تا کي به انتظار ؟ ديگر تا کي به خاطر گناهان شيعيانشان اشک ... کافي نيست ؟ ما قابل هدايتيم اما باز راه را کج مي رويم ...


ما امت آخر زمانيم بي آنکه امامان را ببينيم ايمان آورديم اما ... کاش ...


ياابن الحسن ميدانم دلتان خون است از اعمالم اما دعايم کنيد.



اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّکَ الْفَرَج


نوشته شده توسط : منتظر قائم

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[4/6/1387- 4:11 ع] امشب خودي نشان بده تا...
[1/6/1387- 7:0 ص] يعني امروز آقا مياد؟
[27/5/1387- 8:0 ص] تولدت مبارک
[26/5/1387- 1:44 ع] شعبان ماه انتظار منتظر
[21/5/1387- 10:0 ص] مزد عاشقي
[18/5/1387- 7:0 ص] تو خواهي آمد
[14/5/1387- 1:0 ع] فطرس
[6/5/1387- 10:15 ص] پس کي؟ کدامين جمعه نقاب انتظار را بر ميداري؟
[23/4/1387- 12:31 ع] سفري از دل تا دلدار
[25/3/1387- 10:20 ص] آقاي من، ما را ببخش که بدجوري اهل کوفه شدهايم.
[17/3/1387- 7:2 ع] صلي الله عليک ايتها الصديقه الشهيده
[15/2/1387- 1:5 ع] سامان غزل‏هايم بيا
[7/2/1387- 3:27 ع] جاده انتظار
[30/1/1387- 6:47 ع] عصر جمعهتان به خير آقا
[9/1/1387- 9:0 ع] باز هم جمعه اي ديگر
[آرشيو شده ها]