تقديم به کريم ترين ارباب دو عالم - صداى پاى مهدى می‌آید

+ تقديم به کريم ترين ارباب دو عالم

پنجشنبه 5 مهر 1386 ساعت 5:0 صبح

در اين شبها که به آسمان مينگريم گويي بغضي کهنه در گلوي مهتاب، تو را فرياد ميزند. تويي که در وانفساي اين دنيا از همه غريبتر بوده اي. تويي که با سکوتت عشق را به آتش کشيدي و خاک را تا به ابد با غربت آغشته نمودي. در تنهاييت خداي را به ديدگان نمناکمان به تماشا کشاندي. و در يادمان اينگونه نگاشتي :


هر که عاشقتر، دلش آشفته تر.


اگر معبود تنهايي بر نميگزيد بي شک تو را معبود دل خويش ميدانستم و از قرباني چشم و دل در راهت دريغ نميکردم.
دوست دارم  آني شوم که خريدارم شوي که حتي اگر روزي قدمهايم به چمن جنت رسيد باز هم غلام روسياه تو باشم .


دلم سر سپرده ات شد. تقصير من نيست که اين چنين عاشقانه فريادت ميزنم که بايد دامن خداي را بگيري که چرا شيدايي را در چشمان تو خلاصه نمود.


 براي تمام تنهايي حريم پاکت دلم ميسوزد. هر گاه که تن سپردم به گوش دادن تمام زمزمه هاي دل خسته ام، نامي به جز حسن بن علي نشنيدم. نامي که هرگز نتوانستم نامي در کنار آن بگنجانم.


بي گمان که خاک تن من جز با غبار بقيع آغشته نشده و دربدو تولدم شايد به جاي اذان، روضه  تو را در گوشم خوانده اند که اينگونه خود را شيداي تو ميبينم.


مرا چه باکي است از آتش دوزخ که چون در ميان هاله هاي آن مرا رها کنند باز من دامن کريم تو را رها نخواهم کرد. هنگامي که براي گرفتن دستان گنهکارم قدمهايت را برداري آتش چه شرمگين خواهد شد از زبانه کشيدن، و ابراهيم بيايد و ببيند که کدامين گلستان زيباتر است؟


زندگي چيزي جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه اي جز ديدارت در همه عمر نگرفت. بگذار که با ديدنت دلم براي هميشه خراب شود. مرا به آبادي دل چه سود و چه نياز؟ که در اين دنيا هر دلي خراباتي شد گويا ابدي و جاويدان گشت.


من اسارت دلم را به هيچ آزادي نفروشم که زندانباني چون حسن بن علي جرعه اي جز مي به من ارزاني نميدارد.





ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي عليه السلام را خدمت آقا امام زمان عج و تمامي شيعيان و محبين آن حضرت تبريک و تهنيت عرض ميکنم.



اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّکَ الْفَرَج


نوشته شده توسط : منتظر قائم

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[4/6/1387- 4:11 ع] امشب خودي نشان بده تا...
[1/6/1387- 7:0 ص] يعني امروز آقا مياد؟
[27/5/1387- 8:0 ص] تولدت مبارک
[26/5/1387- 1:44 ع] شعبان ماه انتظار منتظر
[21/5/1387- 10:0 ص] مزد عاشقي
[18/5/1387- 7:0 ص] تو خواهي آمد
[14/5/1387- 1:0 ع] فطرس
[6/5/1387- 10:15 ص] پس کي؟ کدامين جمعه نقاب انتظار را بر ميداري؟
[23/4/1387- 12:31 ع] سفري از دل تا دلدار
[25/3/1387- 10:20 ص] آقاي من، ما را ببخش که بدجوري اهل کوفه شدهايم.
[17/3/1387- 7:2 ع] صلي الله عليک ايتها الصديقه الشهيده
[15/2/1387- 1:5 ع] سامان غزل‏هايم بيا
[7/2/1387- 3:27 ع] جاده انتظار
[30/1/1387- 6:47 ع] عصر جمعهتان به خير آقا
[9/1/1387- 9:0 ع] باز هم جمعه اي ديگر
[آرشيو شده ها]