مي خواهم بگويم که.... - صداى پاى مهدى می‌آید

+ مي خواهم بگويم که....

جمعه 16 دي 1384 ساعت 6:0 صبح

قسم مي خورم به هر چه خدا در کتاب آسمانيش ياد کرده که همه تقصير ماست اگر ما صادق بوديم. اگر قلبمان ايمان داشت اگر خنجر از پشت نمي زديم و وفاي به پيمانمان ميکرديم اگر بيعت شکن نبوديم علي (ع) خانه نشين نمي شد و حسن (ع) در خادنه ي خود آماج کينه توزي نمي شد. اگر ما و قلب ما سست نبود حسين (ع) همان که پيامبر (ص) بارها سفارشش را کرده بود بريده گلو و مظلوم نمي شد .....



 و اگر ما کمي به فکر تو بوديم تو هم پرده نشين غيبت نميشدي.



دلم مي گيرد آه مي کشم و به آسمان خيره مي شوم. خورشيد را مي نگرم که چگونه با سنگدلي تمام راه به سوي غروب ميبرد و غربت مرا تازه مي کند. باز هم آدينه اي ديگر، تمام عمر را در انتظار آدينه مي مانم. جمعه يعني تجديد نهضت انتظار. يعني شکسته شدن همه ي دل هاي عاشق. صداي موذن جمعه صداي شکسته شدن بغض يک جهان مظلوميت است. کاش هر چه زودتر بيايد.


 


اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّکَ الْفَرَج


نوشته شده توسط : منتظر قائم

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[4/6/1387- 4:11 ع] امشب خودي نشان بده تا...
[1/6/1387- 7:0 ص] يعني امروز آقا مياد؟
[27/5/1387- 8:0 ص] تولدت مبارک
[26/5/1387- 1:44 ع] شعبان ماه انتظار منتظر
[21/5/1387- 10:0 ص] مزد عاشقي
[18/5/1387- 7:0 ص] تو خواهي آمد
[14/5/1387- 1:0 ع] فطرس
[6/5/1387- 10:15 ص] پس کي؟ کدامين جمعه نقاب انتظار را بر ميداري؟
[23/4/1387- 12:31 ع] سفري از دل تا دلدار
[25/3/1387- 10:20 ص] آقاي من، ما را ببخش که بدجوري اهل کوفه شدهايم.
[17/3/1387- 7:2 ع] صلي الله عليک ايتها الصديقه الشهيده
[15/2/1387- 1:5 ع] سامان غزل‏هايم بيا
[7/2/1387- 3:27 ع] جاده انتظار
[30/1/1387- 6:47 ع] عصر جمعهتان به خير آقا
[9/1/1387- 9:0 ع] باز هم جمعه اي ديگر
[آرشيو شده ها]