و يکي هست - صداى پاى مهدى می‌آید

+ و يکي هست

جمعه 12 اسفند 1384 ساعت 8:0 صبح


 


.... و يکي هست که هواي تو را دارد و تو را ميپايد... اگر در گرفتاري درافتي به دادت ميرسد... اگر نيازمند شوي دستت را پر ميکند... اگر ناتوان شوي توانت ميبخشد... و هر روز،  نامه اعمالت را ميخواند... گاهي از سر شادماني تبسم ميکند و لبخند ميزند و گاهي از تأسف و اندوه لب ميگزد و سر تکان ميدهد... يکي هست که هر روز در گوشت زمزمه ميکند:


 «....إنا غير مهملين لمراعاتکم و لا ناسين لذکرکم و لو لا ذالک..............»


اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّکَ الْفَرَج


نوشته شده توسط : منتظر قائم

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[4/6/1387- 4:11 ع] امشب خودي نشان بده تا...
[1/6/1387- 7:0 ص] يعني امروز آقا مياد؟
[27/5/1387- 8:0 ص] تولدت مبارک
[26/5/1387- 1:44 ع] شعبان ماه انتظار منتظر
[21/5/1387- 10:0 ص] مزد عاشقي
[18/5/1387- 7:0 ص] تو خواهي آمد
[14/5/1387- 1:0 ع] فطرس
[6/5/1387- 10:15 ص] پس کي؟ کدامين جمعه نقاب انتظار را بر ميداري؟
[23/4/1387- 12:31 ع] سفري از دل تا دلدار
[25/3/1387- 10:20 ص] آقاي من، ما را ببخش که بدجوري اهل کوفه شدهايم.
[17/3/1387- 7:2 ع] صلي الله عليک ايتها الصديقه الشهيده
[15/2/1387- 1:5 ع] سامان غزل‏هايم بيا
[7/2/1387- 3:27 ع] جاده انتظار
[30/1/1387- 6:47 ع] عصر جمعهتان به خير آقا
[9/1/1387- 9:0 ع] باز هم جمعه اي ديگر
[آرشيو شده ها]